پنجشنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۲

زمین می لرزد
تو نیستی
و من دور می شوم

جمعه، آبان ۲۳، ۱۳۸۲

津田清子

猟夫と鴨同じ湖上に夜明け待つ

------------

satsuo to kamo onaji kojou ni yoake matsu

Tsuda Kiyoko

------------

گرد يک درياچه
سپيده دم را انتظار می کشند
هم شکارچی و هم مرغابی


------
تسودا کييوکو

شنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۲

中田尚子

銀漢や三つの国の銀貨持ち

--------

ginkan ya mitsu no kuni no ginka mochi

Nakada Naoko

--------

سکه های سيمين سه ديار
در سينه دارد کهکشان


-------
ناکادا نااوکو

یکشنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۲

加藤楸邨

颱風の心支ふべき灯を点ず
-------
taifuu no kokoro sasau beki hi o tenzu

Katou Shuson
--------
هنگامه توفان
به قوی داری دل
چراغی برمی افروزیم

-------
کاتو شوسن

شنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۲

高橋 悦男

海を恋ふ貝風鈴の鳴りやまず

-----------

umi o kou kai fuurin no nariyamazu

Takahashi Etsuo

-----------
زنگوله های صدفين
از صدا باز نمی ایستند
که بيقرار دريایند

.........
تاکاهاشی اتسواو
-----------

یکشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۲

阪口涯子

秋が来る美しいノートなどそろえる


---------

aki ga kuru utsukushii nooto nado soroeru

Sakaguchi Gaishi

--------

پاييز خواهد آمد
بايد قشنگ ترين دفترهایم را در آورم

.....

ساکاگوچی گايشي
_______________

هنگام پاييز در قیاس با بهار و تابستان ، گویی از شتاب گذر زمان کاسته می شود
روزها کوتاه و طول شبها فزونی می گيرد، واین نعمتی است برای اهل اش که
بيشتر بخوانند و بنگارند. البته " غم نان اگر بگذارد".


شنبه، شهریور ۰۱، ۱۳۸۲

捨てられしこうもり傘や秋の風

Jack Stamm

---------
suterareshi koumori kasaya aki no kaze

Jack Stamm

-----------
به دور افکنده شده چتر سياه !

پاييز وزيدن گرفته است

پنجشنبه، مرداد ۳۰، ۱۳۸۲

百の滝過ぎ来し水に瓜冷やす

里川久美子
---------

hiyaku no taki sugi koshi mizu ni uri hiyasu

Saokawa Kumiko
---------

هندوانه را به خنکايش می سپاريم

به آبی که فراشد بی شمار آبشارهاست

ساتوکاوا کوميکو
------

جمعه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۲

上田

ふだん着の俳句大好き茄子の花
.............

fudan gi no haiku daisuki nasu no hana

Ueda
------------

دوست می دارم هايکوهای بی تکلف را
همچنانکه گل های بادمجان را

--------
اوادا
_________
يادم باشد که دفعه ديگر اگر فرصتی دست داد ، با تامل بیشتری
گلهای بادمجان را تماشا کنم.

شنبه، مرداد ۰۴، ۱۳۸۲




寺田京子

凧の空女は男のために死ぬ
----------
tako no sora onna wa otoko no tame ni shinu
..........
Terada kyouko
------------

ای آسمان بادبادک ها

زنان بخاطر مردان است که می ميرند


--------
تردا کيوکو

پنجشنبه، تیر ۲۶، ۱۳۸۲

آقای دکتر !
نيم قلب ام اينجاست
نيم ديگرش در اوين است
هر روز تيرباران اش می کنند

---------
احمد شاملو

سه‌شنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۲



I would like to post


I have so much to tell you


I want my weblog



--------------
posted by: Victoria Davis

دوشنبه، تیر ۲۳، ۱۳۸۲

大峯あきら

蝶飛んで赤子に言葉ふえてゆく

---------

chou tonde akago ni kotoba fuete yuku
.........
Oomine Akira

--------

پروانه به پرواز می آيد

نوزاد کلامی نو می آموزد


..........
اومينه آکيرا

_______________

نوزاد به محض ديدن شئ يی رنگارنگ در پرواز ، به وجد آمده و حرفی یا ندا
و صوتی تازه از دهانش خارج شده . فراتر از دنيای نيازهای طبيعی و ناسوتی ِ
محض، فراتر از طلب پستان و مادر ، به سخن گفتن و نام بردن از یک چيز قشنگ
و بديع تحريک شده است. کلمه ای تازه ، همطراز پرواز پروانه ها!

یکشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۸۲

*****

大野 林火

ねむりても旅の花火の胸にひらく

---------

nemurite mo tabi no hanabi no mune ni hiraku

Oono Rinka

---------

هنگام خواب
گلنارهای سفر
در دلم می گسترند


..........
اونو رينکا

----------
Hanabi را آتش بازی ؛ فشفشه بازی و نورافشانی ترجمه کرده اند.
هانابی در زبان ژاپنی از ترکيب گل و آتش ساخته شده . و براستی هنگام ِ
انفجار ، اين گلهای آتشين و نورانی است که در آسمان شب منتشرمی شود و
آن همه زيبايی را خلق می کند.
از این رو در اینجا Hanabi را گل نار ترجمه کرده ام.
___________________

پنجشنبه، تیر ۱۹، ۱۳۸۲

*
草深昌子

仲良しのバナナの皮を重ね置く

----------

nakayoshi no banana no kawa o kasane oku

Masako
-----------

موزهای دوست ِ من ؛

پوست شان را تلنبار می کنیم


---------
در زبان اصلی ، نوعی ابهام در فهم شعر وجود دارد. می توان موزها را دوست ِ
خانم شاعر ــ مثلا میوه ی مورد علاقه ی ایشان ــ دانست ، و یا اینکه آن را فدیه ی
یک دوست تلقی کرد. با برداشت دوم ، روند تلنبار شدن پوست موز ، می تواند
سند مادی سعادت ِ بودن ، با یاری صمیمی باشد.
موز در گذشته ها برای ژاپنی ها میوه ی گرانبهایی بوده است .اما حالا به یمن ِ
کار ِ ارزان جهان سومی ها ، سبدهاشان از این میوه پر بار است .
-------
ماساکو
___________________

دوشنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۲

大牧 広

高庭に映画はじまるまで蝉

------------

koutei ni eiga hajimaru made semi

...........
Oomaki Hiro

-------------------

حیاط مدرسه

تا لحظه ی شروع فیلم

میزبان زنجره بود


-----------
اوماکی هیرو

------------------

در سالیان سپره شده ی نسبتا دور ، سینماچی های سیار در گوشه و کنارِ
شهرها و آبادی های دور و نزدیک بساطِ نمایش شان را برقرار می کردند.
فضای آزاد حیاط مدارس ؛ یا بعبارت درست تر زمین ورزش مدارس ،
از جمله ی مکانهای مناسب این کار بود . شاید در لحظات پیش از آغاز
پخش توسط آپاراتچی ها ، سکوت سنگین توام با انتظاری بر جمعیت مشتاق
تماشا در دل شب های تابستانی چیره می شده و در پرتو آن، آواز زنجره که
لابد پیش از آن نیز بی وقفه جاری بوده ؛ درگوش حاضرین طنیی دو چندان
نیرومند می یافته. گویی همه برای شنیدن ارکستر شبانه زنجره ها آمده اند.
------------
بعد از تحریر:
شنبه شب به تماشای ترمیناتور3 رفتم. فیلمی ضعیف با ساختاری گنگ و
بی مایه بود. جدی ترین نماهایش کمدی محض از آب در آمده بود.
ترمیناتور اینبار موش زائید.

پنجشنبه، تیر ۱۲، ۱۳۸۲






دم عصری پدرم بانگ برآورد بیا !

دم چایی را دیده بود


-----------------
نخستین بار با خواندن این هایکو احساس نوستالوژیکی به من دست داد؛
انگار باز خوانی خاطره ی خودم بود .چه طعمی دارد چایی ای که پدر
دم کرده. چقدر خوشبخت هستی آن دم که صدایت می زند بیا !
فنجان آن بالا اگر چه قشنگ است اما با تصویر ذهنی خودم سازگار
نیست. انگارنوشیدن چایی با فنجان به دهان مزه نمی دهد. همانطور
که ریختن قهوه در استکان چایی به فکر کسی نمی رسد. نداری
و جبر روزگار البته به کنار. وگرنه پیش آمده است که در کوه بخاطر
فراموش کردن ظرف و ماهیتابه ، به همراه دوستان مجبور شده ایم که
املت را درقوری چایی درست کنیم. حکایت آخوندهایی که شراب را با
فلاسک چایی حمل میکنند و خمرمیکنند دیگر هیچ .

________________________

سه‌شنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۲

*

正木ゆう子

電線の揺れを共にす鳥の恋 正木ゆう子
------------------

densen no yure o tomo ni su tori no koii

Masaki yuuko
----------------





لرزش ِ کابل برق را

به اشتراک پذیرایند

پرندگان عاشق

---------
ماساکی یووکو

_____________________


جمعه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۲

清水基吉

接吻映画見る黴傘に顎乗せて

seppun eiga miru kabi kasa ni ago nosete

Shimizu Motokichi

................

فیلم ماچ بازی تماشا می کنم

و چانه بر چتری کپک زده تکیه داده ام

.......
شیمیزو موتوکیچی
.......................
این هایکو در سال 1954 سروده شده است. سالهایی که فقر از سر و روی جامعه
ژاپن می بارید.سالن سینماها به بیغوله شباهت داشت با در و دیوارهایی مرطوب و
کپک زده . مشتری سینما در آن سالها با خرید یک بلیط می توانست و یا مجبور بود
چند فیلم تماشا کند. اگر به شوق تماشای فیلم خاصی آمده بود باید تا فرا رسیدن نوبت
پخش آن دندان روی جگر می گذاشت. تکیه دادن چانه بر روی دسته ی عصا گونه ی
چتر احتمالا تصویرگر حال و روز کسالت بار شاعر در آن لحظه هاست. شاید به
تماشای هفت سامورایی که در همان سال ساخته شده ، آمده بوده و پیش از آن
ناچار به دیدن یکی ازعاشقانه ی رایج و تکراری آن دوره شده که احتمالا ژاپنی ها
دراولین سری آنها برای نخستین بار به تماشای بوسه در ملاء عام نشستند. کاری که
حالا خودشان در هر کوی و برزن از نعمت پرداختن به آن فیض می برند.

____________________________

جمعه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۲



ぼうたんの夢の途中に雨降りぬ

麻理伊
..........
boutan no yume no tochu ni ame furinu
Mari Ii
...........

نیمه راه خواب گل صد تومانی
باران بارید

..........
ماری یی
..........
انتخاب این نام برای آن گل در زبان فارسی از کیست ؟
___________________